پیش بینی علمی در سال 1930: دریاچه آرال خواهد خشکید

این مقاله پیش تر در مجله بخارا (ایران) چاپ شده است

.........................................................................................

مسعود حسینی پور

پیش بینی علمی در سال 1930: دریاچه آرال می خشکد

تسخیر آسیای مرکزی  توسط روسیه تزاری در قرن نوزدهم میلادی علاوه بر  دسترسی به معادن و ذخایر زیر زمینی آن منطقه، بهره برداری از  محصولات کشاورزی و بخصوص پنبه را در برداشت که  به آن برای تولید لباس نظامیان ارتش روسیه احتیاج مبرم می بود.  از این رو دولت تزاری  نه تنها در زمینهای مزروعی کشت  پنبه را جای نشین کاشت غله کرد، بلکه  با ایجاد کانال و برداشت آب از رودخانه ها بخصوص سیر دریا و آمو دریا (سیحون و جیحون) پنبه کاری را  شدیدا بسط داد. با تغییر رژیم  وسلطه بلشویکها بر منطقه که اکنون  امیر نشین بخارا نیز به آن افزوده شده بود دستور پنبه کاری بدون توجه به  کمبود غله و ایجاد قحطی مرگبار با شدت بیشتر اجرا  گردید و از این رو  برداشت آب ازدو رود مذکور افزایش یافت. بر حسب نوشته ای که  در بخش «فن و صنعت  » مجله رهبر دانش[1]، شماره یکم  سال 1930 آمده است ، یکی از اساتید دانشکده کشاورزی تاشکند در زمان حکومت استالین خطر کرده و هشدار داده که برداشت بی رویه آب از سیر دریا و آمو دریا به خشکیدن دریاچه آرال  که حیطه پایانی این دو رود است می انجامد. البته در این جا محقق تاشکندی  فقط خطر اقتصادی خشکیدن دریاچه را عنوان کرده، شاید به این علت که این موضوع در آن زمان ملموس تر  از امر حفاظت محیط زیست بوده است:

« در فاکولته  مهندسی و آبیاری دارلفنون تاشکند، معلم ئی. غ. ماغونیکوف، در خصوص کارهای آبیاری و سرنوشت کول[دریاچه]  آرال معروضه[سخنرانی] کرده است. معروضه چی نشان داده است که از آبهای سیر دریا (سیحون) و آمو دریا (جیحون) در هر سالی 2 میلیان و نیم هیکتار میدانهای زراعت پخته [پنبه]  را آبیاری کردن لازم است. در نتیجه این بجای 70 کیلومتر آب که تا بحال از آ ب دریاهای مذکور به کول (آرال) ریخته میشد بعد از این 38 کیلومتر[2] ریخته خواهد شد و آب های باقی مانده به کشت های پخته صرف کرده خواهد شد .بنا بر این، گفتن ممکن است که کول آرال کم کم خشکیده، حاصلات ماهی  آنجا که هر ساله بمقدار 3 ملیون  صوم[3] فایده میاورد از میان خواهد رفت. به مقابل این زیان از حاضر تدبیرهای فوری دیدن لازم است.»

حکومت  شوروی حتی در زمانی که امر« حفاظت محیط زیست » در جهان جایگاه ویژه خود را میافت به برداشت آب و « بسط کشاورزی بهر قیمت» ادامه داد. بطور مثال بهره برداری از آمو دریا با ساختن بلند ترین کانال آب آسیای مرکزی با درازای1150 کیلومتر بنام کانال قره قوم در سه مرحله[4] در ترکمنستان  انجام شد(از سال 1954 تا 1959). به گفته محققین غربی از آنجائیکه بستر این آبراهه  شنی است و ایزوله نشده، بیش از نیمی از آب  آن  به هدر میرود.

حجم آب دریاچه آرال [ بحر خوارزم]  که بین دو کشور قزاقستان و ازبکستان  قرار دارد از سال 1960 بطور چشمگیری کاهش یافت ، چنانکه امروز  از این چهارمین دریاچه بزرگ کره زمین فقط دو دریاچه کوچک باقی مانده ،هر کدام  در یکی از این دو کشور.

دولت قزاقستان برای حفظ دریاچه  شمالی که در این کشور واقع است و در انتهای سیر دریا[5] قرار دارد تدبیری اندیشیده، بدینگونه که تنگه ای که در  انتهای دریاچه قرار داشت را با ساختن دیواری به درازای 13 کیلومتر و ارتفاع 10 متر  مسدود کرده وچنین بنظر میرسد  که بدین خاطر ساحل دریاچه جدید در کمتر از دو دهه دوباره به دهکده های ماهی گیری  سابق و بخصوص شهر بندری آرال(آرالسکه مور و آرالسک نیز گفته میشود)  که فعلا ده ها کیلومتر از آن دور است باز گردد . رودلف کوستنبرگر[6]  سرباز اتریشی که در جنگ اول جهانی  در آسیای مرکزی اسیر بوده  و پس از آن به اجبار چند سالی نیز برای ارتش سرخ در آنجا  می جنگیده در کتابهای خاطرات خود از این بندر کوچک ، تمیز وزیبا و  مردمش  که اکثرا روس بودند یاد کرده است.  وی می نویسد که خانه های آرالسک سفید بودند و قاب پنجرهایشان سبز رنگ شده بود . بر لب  پنجره ها گلدانهای بلند شمعدانی گذاشته شده بودند و ماهیگیران  صید شان را برای خشک شدن به تیرک هایی آویزان کرده بودند. وی از شبهایی می نویسد که میلیونها ستاره را در آسمان و عکسشان را بر روی آب ساکت دریاچه دیده است. بر روی دریاچه آرال  و قسمت طویلی از سیردریا و آمو دریا کشتیهای بخاری بزرگ تردد میکرده اند. ایجاد سد توسط قزاقستان فقط باعث احیای قسمت کوچکی از دریاچه آرال است ولی بدینگونه دیگر  آبی از سیردریا به قسمت اعظم ولی خشکیده دریاچه آرال نمی رسد.  شرکتهای  گردشگری ازبکستان برای گردش دو روزه با جیپ، اقامت شبانه  در شوره زار و بازدید ازباقیمانده دریاچه دراین کشور برنامه های مسافرتی ارائه میدهند ولی تعداد گردشگران در این نواحی خشک  و غم آنگیز که عاری از دیدنیهای تاریخی و فرهنگی نیز میباشد انگشت شمار است.

آمو دریا  از کوههای تاجیکستان و افغانستان سرچشمه میگیرد و قسمتی از آن مرز مشترک این دو  کشور است. این رود پس از گذر از ترکمنستان[7] وارد ازبکستان شده، خوارزم را طی میکند. بخش پایانی و مصب آن در حیطه جمهوری خودگردان قره قالپاقستان(واقع در ازبکستان) واقع است. نزدیکترین شهر به این مصب، بندر(سابق) مویناق[8] (Moynaq) میباشد .به واسطه نزدیکی این شهر به دهانه آمودریا کشتیهای عازم به جنوب (مثلا شهر چهارجو) از این بندر حرکت میکرده اند. بندر مویناق نیز مانندآرالسک زیبا بوده ولی اکنون ساحل آرال  نیز   فرسخها از این بندر فاصله گرفته و اکثر سکنه آن از ناحیه گریخته اند. اکنون  ده ها کیلومتر پیش از رسیدن به شهر، ریزگردهای نمک و ماسه هوا را چنان غبار آلود  میکنند که راننده اتومبیل باید با دقت بیشتری پیش برود. مصب آمودریا به  بحر خوارزم (سابق)  حالا تبدیل به باتلاقی شده که آخرین قطرات آمو پس از طی بیش از 1400 کیلومتر به  آن می پیوندند و گاوهای نحیف و شترهای  گل آلود در آن می چرند. کمی پیش از ورود به شهر، کنار جاده ، تندیسی قرار دارد که به ازبکی ورود به شهر را به مسافر خوش آمد  می گوید و در اطراف  این نوشته چهار نهاد نقش بسته اند که امروز فقط  تالم بیننده را بیشتر میکنند: ماهی، آب موّاج، آسمان آبی و مرغ دریایی. مویناق زیبا را میتوان متاسفانه امروز به شهر ارواح تشبیه کرد. سگهای ولگرد اتومبیل شما را در خیابانهای نسبتا خالی و پر از غبار با کنسرت پارس تعقیب میکنند، گاهی از لای دری نیمه باز شخصی بیرون میخزد و شتابان بسوی  دکانی میدود. بندر سابق نه فقط آخرین، بلکه تنها محل بازدید گردشگر به این شهر است. در این مکان بازدید کننده میتواند با طی پلکانی  به ارتفاع حدود 30 متر از سطح زمین به کف دریاچه سابق برسد و کنارلاشه  قایقها و کشتیهای زنگ زده  و به ماسه نشسته، عکس بگیرد وبه  صحرایی بنگرد که در آن  گَون در کنار گوش ماهی ها روئیده و بخاطر سود خواهی کوتاه مدت کشورهای ذینفع همچنان خشک باقی خواهد ماند.

............................................................................................................

عکس ها از مسعود حسینی پور

 

[1]چاپ شده در تاشکند برای معلمین  تاجیک ازبکستان و تاجیکستان

[2] اشاره به واحد کیلومتر در اینجا احتمالا مربوط به اشتباه گزارشگر است و قطعا مقصود حرکت  متر مکعب در یک واحد زمانی  است ولی آنچه که اینجا مهم است، نسبت38:70 میباشد. بعبارت دیگر حتی در آن زمان نیمی از آب  این دو رودخانه به مصارف کشاورزی میرسیده است.

[3] واحد پول ازبکستان

[4] مرحله اول از آمو دریا تا واحه مرغاب، مرحله دوم از مرغاب تا واحه تجن و مرحله آخر از تجن تا غازانشیک

[5] از کوه های قرقیزستان سرچشمه میگیرد

[6] Rudolf Kostenberger

[7]  قسمتی از این بخش مرز مشترک قزاقستان-ازبکستان را تشکیل میدهد.

[8]  مویناک هم گفته میشود.

............................

عکس ها از مسعود حسینی پور

شتر آزاد در باتلاق های مصب آمو دریا که تا رسیدن به مویناق فقط نهری است

گوشه ای از بندر سابق مویناق

دومین دریاچه بزرگ کره زمین. اینک صحرای بیکران

گوش ماهی بر روی ماسه های خشک

کشتی های زنگ زده بر ماسه

پاسخ دهید

Required fields are marked *.