نام های پنجگانه اوقات نماز

                 این نوشته پیش تر در مجله بخارا (ایران) چاپ شده است

.............................................................................................

مسعود حسینی پور                                                              

 

                                           نام های اوقات پنجگانه نماز

مردم ورارود از هر کیشی(اسلام، مسیحیت، یهود؛..) به دین و باورها ی مذهبی اشان بسیار و حتی اغلب با تعصب پای بندند. گویی هشتاد سال حکومت بلشویکی در آنجا وجود نداشته است. در هنگام اشغال افغانستان توسط حکومت شوروی سربازان مسلمان زاده شوروی و بخصوص پارسی گویانشان با افغانی ها رابطه دوستانه ای داشتند و با عقاید جدید و در کنار آن البته نوار آهنگهای و آوازهای  فارسی ایرانی (گوگوش و غیره) به شوروی بازگشتند و این البته برای دولت شوروی نتیجه ای معکوس داشت.

 نماز در کنار اجرای  سایر فرایض و احکام  دینی  بین مسلمین آن دیار اعتبار به خصوصی دارد. یکی از اولین سئوالهای واررودیان از مسافر مسلمان: ً  روزی  پنج بار  نماز میخوانی؟ً ً.      

محمد بن جعفر نرشخی در کتاب« تاریخ بخارا »(تاریخ نرشخی) ضمن شرح اولین نمازگاه ها و نمازگزاران بخارا اشاره کرده است که در بخارا در ابتدا نماز به زبان فارسی اقامه میشده است: « قتیبه بن مسلم مسجد جامع بنا کرد، اندر حصار بخارا به سال نود وچهار و آن موضع بتخانه بود مراهل بخارا را فرمود تا هر آدینه در آنجا جمع شدندی، چنانکه هر آدینه منادی فرمودی، هرکه به نماز آدینه حاضر شود، دو درهم بدهم.  مردمان بخارا به اول اسلام در نماز قرآن به پارسی خواندندی، و عربی نتوانستندی آموختن و چون وقت رکوع شدی ، مردی بودی که در پس ایشان بانگ زدی  ً بکنیتا نکیتً و چون سجده خواستندی کردن بتنگ کردی ً نکو نیانکونیً[1]

در ورادرود بجای کلمه «وضو»، اصطلاح «آب دست» [2]به کار برده میشود.

در اصطلاحات اوقات نماز نیز سه اصطلاح فارسی بکار گرفته میشود:« بامداد، پیشین، خفتن» به عبارت دیگر:

 (نماز صبح= بامداد)، (نماز ظهر= پیشین )، ( نماز عصر=عصر) ، (نماز مغرب= شام )، (نماز عشا= خفتن ).

بر دیوار بعضی از مساجد تابلوهایی نصب شده اند که بر روی آنها پنج ساعت در کنار هم نقش بسته اند. عقربه های این ساعتها قابل تحرکند و متولی مسجد هر روز عقربه ها را  برابر با زمان نماز (ترکی جغتایی= نماز وقت لری) برای اطلاع نمازگزاران تغییر میدهد. نوشته های مربوطه در تابلو معمولا به خط  کریلی که مردم هنوز با آن آشنا هستند و یا خط لاتین[3] که ازز مان استقلال ازبکستان مورد استفاده است، میباشند.

بدیهی است که در حال حاضر نماز به زبان عربی ادا میشود. از این رو نماز جمعه در در مناطق پارسی زبان مانند بخارا ویژگی خود را دارند. قبل از شروع پیشنماز  با نمازگزران  فارسی گپ میزند، خطبه باید به زبان رسمی، یعنی  ازبکی (ترکی جغتایی) ایراد شود و نماز به عربی خوانده میشود.

 

 

 

[1] در کتاب چاپ شده در تهران(1387) ذکر شده که در بعضی از نسخ خطی «نکینتا نکینت» و«یکینتا یکنت» نیز آمده است.

[2] در ترکی عثمانی نیز همچنان این اصطلاح بکار گرفته میشود.

[3] البته با تغییراتی، مثلا برای «خ» از حرف X استفاده میشود.

اوقات نماز، به خط لاتین: بامداد، پیشین، عصر، شام، خفتن

اوقات نماز، به خط سیرلیک: بامداد، پیشین، عصر، شام، خفتن

مسجد بالاحوض، بخارا

مسجد بالاحوض، بخارا

زیارتگاه نورآتا، بین سمرقند و بخارا

زیارتگاه نور آتا (بین بخارا و سمرقند)

موذن در بخارا

زیارتگاه زنگی آتا ، تاشکند

زیارتگاه زنگی آتا ، تاشکند

زیارتگاه زنگی آتا ، تاشکند

آقا صالح، سرباز ارتش شوروی در جنگ دوم جهانی

این مقاله پیش تر در مجله بخارا (ایران) چاپ شده است

..............................................................................................

                                                                                                                                                                                                    مسعود حسینی پور

                                                                                                                              دعای آقا صالح، سرباز سابق  ارتش سرخ

          در شماره گذاشته اشاره ای به پاتوق دوستان درگالری عکس کاروانسرای عالم جان در بخارا و کمک های آنها به خود داشتم.  در یکی از سفرها در اطراف مسجد بلند دنبال خانه ای میگشتم که  گویا خوش سلیقه مرمت شده است. متاسفانه سرایدارخانه نبود. در این هنگام یکی از یاران پاتوق سر رسید وگفت: در نزدیکی اینجا محله ایرانی نشینی است که در آن مرد خوش صحبت و کهنسالی  بنام آقا صالح زندگی میکند که قطعا از دیدن مسافری از ایران چاق ![ خوشحال] میشود. با هم به منزل آقا صالح که در نزد پسرش زندگی میکند رفتیم.  مصاحبت  با آقا صالح نودو سه سالهِ  خوش کلام که حافظه تیزش شنونده را به اعجاب میاورد مرا چنا ن مجذوب کرد که تا کنون چند بار دیگر به دیدنش رفته ام و هر بار چاق!! و سبکبال از حضورش مرخص شده ام. منزل آقا صالح در نزدیکی مسجد بلند که از بناهای زیبا و تاریخی بخارا است قرار دارد و عبادتگاه سنی ها است ولی اکثر مردم آن محله مانند اوشیعی مذهب هستند. مسجد بلند در اوائل قرن شانزده میلادی ساخته شده ،وجه تسمیه  آن بخاطر احداث مسجد بر روی سکویی میباشد و مسجد با سطح نسبتا کم  بر روی آن  مرتفع بنظر میرسد.نمای خارجی مسجد گچی و سفید است . دیوارهای درون مسجد و محراب آن  با کاشی های سبز رنگ که به گل منقوش  پوشیده شده اند هر ببینده را خیره میکنند. محراب مسجد بلند یکی از زیباترین محراب های بخارا است. آقا صالح تا چند سال پیش که قوت راه رفتن داشته، بهنگام فراغت در محافل مذهبی همسایه ها  مانند سوگواریهای  محرم  و یا  تولد ائمه شرکت کرده  و بنا به علت تجمع، منقبت خوانی و یا مداحی میکرده است. آقا صالح  سرباز ارتش سرخ  بوده و در تمام طول جنگ دوم جهانی بر علیه ارتش فاشیستی آلمان جنگیده است و پس از پایان جنگ نیز گردانش  یک سال در اروپا مستقر بوده است( جمعا پنج سال).  او با افتخار از فتح بوداپست (مجارستان ) و بخارست (رومانی) که یادگار آن مقدار زیادی مدال است یاد میکند. متاسفانه در حین صحبت در باره جنگ فراموش کردم که از این مردمذهبی در باره  اجرای اداب و فرائض مذهبی سربازان مسلمان ارتش سرخ در هنگام جنگ سئوال کنم:  ایا آنها هنگام استقرار در محل، نماز میخوانده و روزه میگرفته اند؟. دفن همرزمانشان بطریق اسلامی بوده است؟. ایا در ماه محرم سوگواری میکردند؟. آقا صالح در بیشتر موارد در تضمین  گفته هایش به گونه ای روان اشعار چند بیتی میخواند، مانند:

اگر بیضه زاغ ظلمت سرشت    نهی زیر طاوس باغ بهشت

به هنگام آن بیضه پروردنش    ز انجیر جنت دهی ارزنش

دهی آبش از چشمه سلسبیل      در آن بیضه دم دهد جبرئیل

شود عاقبت بیضه زاغ، زاغ     برد رنج بیهوده طاوس باغ

 

در اواخر ملاقات از او خواهش کردم که مدحی بخواند تا از آن برای استفاده از فیلم مستند استفاده کنم ولی او به تلاوت سوره هایی از قران بسنده کرد و در این هنگام با وجود کهولت از جای برخاسته ، شب کلاهش را آورد تا به احترام کلام خدا سرپوشی بر سر داشته باشد. هنگام خداحافظی هم طبق معمول دعایی خواند که این بار چنین بود:

بسم الله  الرحمن الرحیم، الحمداله رب الشاکرین

الهی مملکت ما را در آسایش نگه دار. فتنه روی زمین را بر طرف کن. کشت و کار دهقانان را برکت مرحمت کنید. کشتگان همه جمیعت، گذشتگان خانواده (ها را) جمیعا قرین رحمت کنید. شمایان [حضار] را هم به هر نیت خیری که به دلتان است، به حرمت چهارده معصوم پاک، خدواند  به نیتتان برساند...آمین.

.....................................................................................................

پس نویس: متاسفانه آقا صالح در سال 2015 در سن 91 سالگی فوت کرد

 

برج خاموشان، گورستان زرتشتیان در خوارزم

32این نوشته پیش تر در مجله بخارا (ایران) چاپ شده است

............................................................................................................

                                                                مسعود حسینی پور

                                   دخمه خاموشان

 

زادگاه زرتشت کجاست؟، اوستا در کجا نوشته شده است؟.در این مورد ،  گاه آذربایجان و کردستان، گاه مرکز نجد ایران وگاه آسیای  مرکزی بعنوان جواب عنوان شده اند. آنچه که هست، علائم و   نشانه های فراوان ازمذهب زرتشت درسراسر گستره ایران فرهنگی که ورارود را نیز در بر می گیرد  یافت میشوند. در حال حاضر اشاره به یافته های باستان شناسی، باقی مانده های آتشکده  یا گورستان زرتشتیها جزئی از کتاب ها و بروشورهای گردشگری تاجیکستان و ازبکستان  هستند. نقش  « دخمه خاموشان »  که «برج خاموشان »نیز نامیده میشود نه تنها در جزوه های تبلیغ گردشگری به چشم می خورد بلکه  حتی یکی از نمادهایی است که بر روی پرچم جمهوری خودگردان قره قالپاقستان :ه جزئی از ازبکستان است) نیز دیده می شود. این محوطه در حال حاضرچیلپیک نامیده میشود. دخمه خاموشان که زمانی گورستان زرتشتیها بوده در 45 کیلومتری شهر نقوس[1](جنوب دریاچه آرال) قرار دارد و در صحرای قره قوم  از فاصله دور قابل رویت است. این بنا بر روی تپه ای مخروطی شکل که  کمابیش40 متر ارتفاع دارد به گونه استوانه ای با قطر 70 متر و ارتفاع 15 متر از گل ساخته شده  و در بالا تسطیح شده است. دیوارهای استوانه از این  رویه نیز  بالاتر رفته  وآن  را احاطه کرده اند. قطر دیوراهای گلی نزدیک به یک متر است. ورود به این سطح فقط از طریق روزنه ای باریک امکان پذیر است که به راحتی با گل  ویا سنگ مسدود شده و از  ورود انسان و حیوان  به این فضا جلوگیری میکند. زرتشتیان اجساد را روی این سطح قرار داده تا گوشت متوفی طعمه پرندگان گوشتخوار گردد. در حال حاضر بر روی این سطح هنوز  اثار جدول بندی برای قرار دادن اجساد بطور منظم دیده میشود. استخوانهائی که از جسد باقی می مانده   به درون ظروف سفالی گذاشته شده و در محلی دیگر دفن میشده اند[2].

تاریخ بنای این گورستان که  شباهت زیادی به « برج خاموشان» یزد دارد  حدود صد سال پیش از میلاد مسیح تخمین زده میشود. در حال حاضر در این جا برخلاف « دخمه خاموشان» یزد،  بنایی (مثلا برای امور پیش از تدفین و یا ادای سایر سنتها) در اطراف گورستان  یافته نشده و امکان  یافتن آن نیز بخاطر   تغییرات محیط ، کانال کشی از آمو دریا که  فاصله چندانی با تپه ندارد و ایجاد زمینهای کشاورزی ،بعید به نظر میرسد.

 

[1] نکوس(Nukus) هم گفته میشود

[2] در بعضی از گورستانهای مشابه درایران، چاهی در میان محوطه ایجاد شده و استخوانها را در آنجا می ریخته اند




دخمه خاموشان بین شهرهای خیوه و نقوس در ازبکستان

آب برداری وکانال کشی برای زراعت از آمودریا (جیحون)که امکان تفحصات باستان شناسی را از میان برده است. آمو دریا در پشت عکس قابل رویت است